خودکاری که پیش چشم بعثی ها غیب شد

از ساعت ۸ صبح تا ظهر مشغول کار بودیم و در این بین من یک خودکار برداشتم و در جوراب پای چپم گذاشتم، غافل از اینکه یکی از سربازان عراقی مرا زیر نظر داشته است.به هر حال، وقتی نظافت تمام شد، ما خوشحال بودیم از اینکه هرکدام توانسته‌یم خدمتی هرچند ناچیز به بچه‌ها بکنیم.

به گزارش ساجد خبر، قادر آشنا  از جمله آزادگان دوران هشت سال دفاع مقدس است. کهخاطرات فراونی در سینه اش وجود دارد. این رزمنده دوران دفاع مقدس روایت می کند: یک روز صبح من و یکی دیگر از برادران که اهل نجف‌آباد بود، داشتیم باهم قدم می‌زدیم که یکی از سربازان عراقی ما را صدا زد و وقتی به طرفش رفتیم، ما را به طرف مقرّ فرماندهی راهنمایی کرد. به آنجا که رسیدیم، گفت: «این محوّطه را با تمیز کنید.»

  3 دی 1399
بخش : فرهنگی
کد خبر: 79200
تگ ها :

sajedkhabar@gmail.com

نظرات 0
ارسال نظر
پررنگ کج خط دار خط دار در وسط | سمت چپ وسط سمت راست | قرار دادن شکلک قراردادن لینکقرار دادن لینک حفاظت شده انتخاب رنگ | پنهان کردن متن قراردادن نقل قول تبدیل نوشته ها به زبان روسی قراردادن Spoiler

تریل مخابرات صیدنیوز