یادداشتی به قلم محمدرضا جعفری:
خاطره ای از عملیات بدر با فرزند مقام معظم رهبری آقا مصطفی خامنه ای در جبهه آقازاده در جبهه چه می کرد؟

محمدرضا جعفری از رزمندگان دوران دفاع مقدس در بیان خاطره ای از فرزند رهبر انقلاب گفت: عملیات گسترده بدر با رمز یا فاطمه الزهرا س در محور هور الهویزه و در تاریخ ۱۳ اسفند ۱۳۶۳ با فرماندهی سپاه و با حضور بسیجیان سلحشور لشکر ۲۱ و ۲۸ پیاده٬ تیپ ۵۵ هوابرد٬ لشکر ۳۱ عاشورای آذربایجان٬ و سپاه اصفهان خوزستان انجام گرفت ، ما در این عملیات در پیشروی اولیه از جزایر مجنون موفق شدیم بر پاسگاه ترابه و بخشی از بزرگراه بغداد-بصره تسلط داشته باشیم ، و اما خاطره ای از حضور فرزند مقام معظم رهبری در آن شرایط حساس دارم که عرض می کنم :

بنده بارها فرزند مقام معظم رهبری، آقا سید مصطفی خامنه‌ای فرزند حضرت آقا را در لشکرهای سید الشهداء علیه السلام و محمد رسول الله صلی الله علیه و آله می دیدم و در اسفندماه سال 1363 در عملیات بدر کنار دجله ایشان را در حالی دیدم که لباس بسیجی به تن داشت و زیر آتش سنگین دشمن و جلوتر از همه ی ما و به عنوان یک بسیجی خط شکن و گمنام و با رزمندگی هر چه تمامتر داشتند به پیشروی به سمت مواضع بعثی ها ادامه می دادند و فرماندهان و بچه هائی که این بزرگوار را می شناختند تعجب می کردند که مگر می شود فرزند آقا هم اینگونه در عملیات هایِ سخت و درعرصه های خطر و جنگ حضور داشته باشند و آن هم در خط مقدم جبهه ؟! و واقعا برای خیلی ها این موضوع باعثِ تعجب شده بود آقا مصطفی تا جائی پیش رفتند که من به ایشان گفتم شما اگر اسیر بشوید دشمن می تواند روی این موضوع تبلیغات وسیعی داشته باشد که ایشان فرمودند اگر قرار باشد اسیر شوم مطمئن باش که شهید می شوم !

این خاطره ی شیرینی بود که بنده از عملیات بدر بخاطر دارم

  11 دی 1394
بخش : سیاسی / یادداشت
کد خبر: 51351
تگ ها :

info@sajedkhabar.ir__ sajedkhabar@gmail.com

نظرات 2
  • حسینی | 11/10/1394 - 14:13

    خیلی زیبا بود این خاطره سردارجعفری خدا شاهده تنم لرزید و حالا می دونم که چقدر آقا و فرزندانش مظلوم هستند مثل جدشان

    آری از این مردها کم داریم اینها گنج بزرگی هستند که پشتوانه عزت کشورند

    لحظه ای کانال زوجی مانده ای؟/تا به صبح آیات ناجی خوانده ای؟
    جنگ در کانال ماهی بوده ای؟/در کمین در فکر راهی بوده ای؟
    جنگ در خاکریز نونی کرده ای؟/یک نگاه، در آب خونی کرده ای؟
    انفجار چلچله حس کرده ای؟/لرزشی چون زلزله حس کرده ای؟
    قطع پا و دست و سر را دیده ای؟/طفل های بی پدر را دیده ای؟
    سردی دستان دوست، حس کرده ای؟/گرمی سرب زیر پوست حس کرده ای؟
    استخوان های تکیده دیده ای؟/گورهای پر شهیده دیده ای؟
  • حسین | 12/10/1394 - 20:09

    به نظر میاد دراین زمینه ها کم کاری شده بیشتر بایدازاین خاطرات نوشته شود تانسل جوان نسبت به انقلاب روشنترشوند(تشکر)
ارسال نظر
پررنگ کج خط دار خط دار در وسط | سمت چپ وسط سمت راست | قرار دادن شکلک قراردادن لینکقرار دادن لینک حفاظت شده انتخاب رنگ | پنهان کردن متن قراردادن نقل قول تبدیل نوشته ها به زبان روسی قراردادن Spoiler

ساجدنیوز نسخه اندروید تلگرام ساجدنیوز