آقای مسئول، آقای مدیر، آهااااااااااااااای تصمیم گیر !

هر منطقه از جغرافیای طبیعی گلستان پر از ویلاهای کوچک و بزرگ و پر زرق و برق متعلق به افراد صاحب نفوذ و به اصطلاح گردن کلفتی است که گستره آن از حاشیه مناطق ساحلی در زمین های حاصلخیز کشاورزی آغاز شده و از کنار اتوبان و جاده قدیم گرفته تا حاشیه و حتی دل کوهها و جنگل های سر سبز هیرکانی امتداد دارد و با وجود تخلفات آشکار و عیان در تغییر کاربری اراضی کشاورزی، از چنان حاشیه امنیتی برخوردار است که هیچ مگس غیر خودی اجازه مزاحمت یا حتی اندیشیدن برای یادآوری قانون جمهوری اسلامی به آنها را ندارد.

در نقطه مقابل هم کشاورزان و باغدارانی هستند که با وجود پرورش بیش از ۴۰۰ درخت مثمر و بارور در یک زمین نیم هکتاری، تمام روزها و شب های سال را در آن به انجام اقداماتی مانند شخم و وجین و کود دهی و سم پاشی، هرس، برداشت و بدتر از همه نگهبانی چند ماهه برای جلوگیری از غارت دسترنج یکساله روزگار می گذرانند اما در کمال تاسف باید اعتراف کرد که از داشتن یک آلونک یا به قول کارشناسان آفتاب و باران ندیده " خانه کارگری " محروم هستند و فاجعه بارتر آنکه اگر هم یک چهاردیواری کوچک برای استراحت و نگهداری ابزار آلات باغداری بنا کنند؛ رسماً، بدون تعارف و فارغ از کمترین اغماض، شمشیر برنده قانون بر گردن آنها فرود می آید.

حکایت جالبی است؛ اگر یک مدیر گردن کلفت و بانفوذ در یک زمین ۵۰۰ یا ۱۰۰۰ متری یک ویلای مجلل در فلان منطقه تفریحی بنا کند؛ نامش می شود مکانی برای استراحت و آسایش زن و فرزند کسانی که برای امورات من و شما در کشور تصمیم می گیرند؛ اما اگر یک کارگر و کشاورز برای تولید میوه ی زن و فرزند همان گرد کلفتان یک آلونک یا انباری بنا کند؛ نامش می شود تغییر کاربری و تشکیل پرونده و دادگاه و جریمه و قلع و قمع.

آخر این چه وجدانی است؛ چه قانونی است؛ چه عدالتی است ؟
بندرگز ۴۶۰۰ هکتار اراضی باغی دارد که بیش از ۷۰ درصد آن کمتر از  یک هکتار است . یعنی مردم خرده مالک محسوب می شوند و این در شرایطی است که بر اساس قانون انحصاری استان گلستان برای احداث همان خانه کارگری باید سطح زمین باغی حداقل یک هکتار باشد تا جهاد کشاورزی به کشاورز و باغدار مجوز احداث آلونک بدهد در صورتیکه بر اساس مصوبه مجلس شورای اسلامی، جهاد کشاورزی موظف است به اراضی باغی با بیش از ۱۵۰۰ متر مربع  مساحت، مجوز احداث حداقل ۲۰ متر خانه کارگری را بدهد.

آقای مسئول، آقای مدیر،
آهاااااااای تصمیم گیر و تصمیم ساز !
آیا تابحال در سرمای شدید و یخبندان آبان و آذر و دی و بهمن برای محافظت از دسترنجت نگهبانی در باغ را تجربه کرده ای؟

آیا در گرمای تیر و مرداد و یا حتی اردیبهشت و خرداد، عرق وجین و سم پاشی و آبیاری و نگهبانی از پیشانی ات سرازیر شده است؟

دیگر چیزی نمی گویم؛ اما گاهی وقت ها اگر در کنار گردنِ کلفت، کمی وجدان هم داشته باشیم؛ بد نیست.

اسماعیل البرزی

  19 تیر 1397
بخش : گلستان / جامعه / یادداشت
کد خبر: 64017
تگ ها :

info@sajedkhabar.ir__ sajedkhabar@gmail.com

نظرات 0
ارسال نظر
پررنگ کج خط دار خط دار در وسط | سمت چپ وسط سمت راست | قرار دادن شکلک قراردادن لینکقرار دادن لینک حفاظت شده انتخاب رنگ | پنهان کردن متن قراردادن نقل قول تبدیل نوشته ها به زبان روسی قراردادن Spoiler

ساجدنیوز نسخه اندروید تلگرام ساجدنیوز